آیا مقام معظم رهبری در برابر جریان انحرافی سکوت کرده است !؟؟؟

     اول ، شهریور 1387 : می توان با قاطعیت گفت که رهبر فرزانه انقلاب از پیشگامان ایستادگی در برابر جریان انحرافی دولت هستند که اولین موضع گیری ایشان که تقریبا همه ی دوستان آنرا بخاطر دارند ، ماجرای بیانات مشعشع جناب مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بود . مشایی تا آنجا پیشرفت که در دفاع از مواضع خود در جشن ثبت میراث معنوی نیمه شعبان این دوستی را عین آموزه های دینی خواند و گفت : " ...به تمام نمازهایی که خوانده‌ام قسم می‌خورم منطقی که صف‌بندی می‌کند باطل است، باطل است، باطل است ... این حرف‌هایی که بنده می‌زنم عین آموزه‌های دینی است؛ هر کسی شک دارد برای بحث 100 ساعته آماده هستم "
این سخنان در ورای ظاهر فریبنده و اغواگرشان ، بیانگر سطح سواد دینی و انحراف فکری این فرد از اسلام شیعی و آموزه های آن است . گویی جناب ایشان تاکنون نه به مفاهیم قرآن نگاهی انداخته و نه به سیره ی پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) . او حتی نمیداند که از همان ابتدای خلقت انسان ، صف بندی حق و باطل با هابیل و قابیل آغاز شد و در کربلا به کمال رسید و تا امروز نیز ادامه دارد . رهبر بصیر انقلاب با درک این انحراف در خطبه های نماز جمعه همان سال در مقابل این انحراف موضع گرفتند و اولین داغ رسوایی را بر پیشانی انحراف نشاندند ! داغی که در نامه ی مشایی به رهبری خود را نشان داد و او با گستاخی تمام و بدون عذرخواهی ، تنها به فصل الخطاب بودن نظر رهبری اشاره کرد !

دوم ، اردیبهشت 1388 : اواخر دولت نهم و در بحبوحه انتخابات 88 جریان انحرافی با سوء استفاده از تب انتخابات در کشور سعی کرد سازمان حج و زیارت را با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آنهم بدون طی مراحل قانونی ادغام کند . در این میان حجت الاسلام و المسلمین ری شهری ابتدا مسئله را به سکوت گذراند اما وقتی از طرف دفتر رهبر معظم انقلاب پی به مخالفت ایشان برد ، به نمایندگی از رهبر معظم انقلاب در مقابل این توطئه ی خطرناک ایستاد . اینبار نیز تیر جریان انحرافی به سد فولادین انقلاب یعنی رهبری برخورد کرد و شکست . این دومین داغ ننگی بود که بر پیشانی این جریان نشست

سوم ، تیرماه 1388 : پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ، کشور برای یک دوره ی هشت  ماهه دچار فتنه ای عظیم شد . فتنه ای که به گمان بسیاری از یاران راستین انقلاب ، عمیق ترین و خطرناکترین تلاش دشمنان برای براندازی نظام پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود . تلاشی که بازهم با حضور مردم در بزنگاه خطر یعنی 9 دی به شکست انجامید . اما در این میان احمدی نژاد سعی کرد با توجه به معطوف شدن اذهان جامعه به حوادث پس از انتخابات ، یار دیرین و البته هزینه سازش را بر منصبی مهم بگمارد . جریان انحرافی به گمان خود اینبار و بر خلاف دوبار گذشته ، احمدی نژاد را پیش انداخته بود تا رهبری با توجه به شان و جایگاه ریاست جمهوری از برخورد با جریان انحرافی بپرهیزد و عملا راه برای طرح های بعدی خود هموار سازد . گمانی که خیلی زود رنگ باخت و راس این جریان را به منفور ابدی تاریخ ایران تبدیل کرد . نامه ی مورخ 1388/4/27 رهبر معظم انقلاب اسلامی به احمدی نژاد مبنی بر عزل مشایی همانند پتکی رعد آسا بر نخاع انحراف فرود آمد و موجب شد که این جریان یک هفته به کما فرو برود ! کمایی با پایین ترین ضریب هوشیاری ! تنها واکنش این جریان (اینجا) نیز صدای ضعیف ثمره هاشمی بود که در تاریخ  1388/4/30 در برنامه "کنکاش" شبکه جهانی جام جم اعلام کرد : "در انتصاب مشایی به معاونت اول رئیس جمهور تجدید نظری صورت نخواهد گرفت" . با نگاهی به تاریخ این اظهارات و تاریخ نامه ی رهبر فرزانه انقلاب (88/4/27) و البته اظهارات مجتبی رحماندوست (اینجا) مشاور امور ایثارگران رئیس جمهور ، پر واضح است که جریان انحرافی سعی در مقاومت در برابر امر ولی فقیه را داشت و البته دارد ! برای درک بهتر این فعل ادامه دار "دارد" شما خوانندگان عزیز را دعوت میکنم تا ابتدا در (اینجا) حکم رهبر معظم انقلاب در مورد عزل مشایی را در سایت دفتر ایشان ببینید و پس از آن اظهارات جوانفکر مشاور رئیس جمهور و رئیس خبرگزاری دولت در 20 فروردین 1390 را نیز در (اینجا) مشاهده بفرمایید . به دوستان عزیز توصیه میکنم که به تیتر سایت دفتر رهبری مبنی بر "عزل مشایی" که آقای جوانفکر آنرا ارشادی میخواند توجه ویژه بفرمایید ! این انتهای ولایت پذیری دروغین جریان موسوم به انحرافی ست . البته در نامه ی احمدی نژاد به مشایی که با استعفای او موافقت میکند نیز این جمله [ طی یک هفته اخیر نیز امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی و فشارها... دولت بتواند از خدمات شما در معاونت اولی برخوردار بماند] بشدت خودنمایی میکند و اهداف پنهان آنها را بر ملا میسازد ! مشایی در حالی خود را ولایتمدار میخواند که با وجود اطلاع یک هفته ای از نامه رهبر انقلاب ، تنها پس از آشکار شدن آن اقدام به استعفا کرد و هرگز دکتر احمدی نژاد او را عزل نکرد ! به گمان حقیر ، درک رابطه ی پدر و فرزندی از مفهوم ولایت ، نباید هم ثمری جز اینها داشته باشد ! این سومین و مهلک ترین داغ ننگ بر پیشانی جریان انحرافی بود که حتی با آب زمزم هم از تاریخ انقلاب پاک نخواهد شد !

چهارم ، فروردین 1390 : ماجرای عزل استعفا گونه ی مصلحی وزیر اطلاعات که بنظر حقیر تاسفبارترین تلاش جریان منحرف دولت برای قرار دادن احمدی نژاد در مقابل ستون خیمه انقلاب است . تلاشی که تا حدودی به ثمر نشست و احمدی نژاد خالق سوم تیر را 11 روز در برابر امر مولایمان خانه نشین کرد ! رهبر بصیر انقلاب اینبار نیز قاطعانه در برابر انحراف ایستادند و در یک اقدام بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی نامه ای (اینجا) به وزیر اطلاعات نوشتند و از ایشان خواستند که محکم و استوار به کار خود ادامه دهد . نامه ای که مشاور رسانه ای رئیس جمهور و رئیس خبرگزاری دولت ابتدا آنرا دروغ خواند ! (اینجا) اما پس از روشنگری هایی که توسط برخی خبرگزاری ها صورت گرفت ، مجبور به پذیرش آن شد . ضربه ای که جریان انحرافی از این نامه ی رهبر معظم انقلاب خورد باعث شد تا شدیدترین فشارها را به احمدی نژاد وارد و وی را مجبور به خانه نشینی کند !  البته امروز حامیان انحراف سعی دارند این خانه نشینی یازده روزه را حاصل فشار اصولگرایان به دولت تحلیل کنند لکن شخص احمدی نژاد در چند سخنرانی به خصوص اولین آنها پس از خانه نشینی به وضوح هدف خود را بیان میکند . احمدی نژاد در تاریخ 11 اردیبهشت امسال و پس یازده روز خانه نشینی در جلسه ی هیئت دولت چنین میگوید : "اعتقاد و باور من این است که یک رئیس ‌جمهور قوی و مقتدر موجب عزت رهبری، کشور و به‌خصوص ملت می‌باشد" یقینا این سخنان انقدر واضح است که نیاز به تفسیر ندارد ! از طرف دیگر جریان انحرافی در این 11 روز خانه نشینی تلاش بسیاری کرد تا به احمدی نژاد القا کند که طرفداران شما ساکت نخواهند ماند ! این نتیجه گیری نه از سر دشمنی بلکه از روی اصل " تعرف الاشجار باثمارها" کاملا قابل اثبات است . آنجا که امسال احمدی نژاد در جمع طرفداران خود گفت : "خدمت آقا هم عرض کردم؛ ما هیچ ادعایی نداریم و اگر شما اجازه بفرمایید این مدت زمان باقی مانده را انجام وظیفه کنیم، وگرنه میرویم می نشینیم خانه و خودم با مردم صحبت میکنیم و اجازه نمی دهم یک نفر اقدامی بکند" . غده سرطانی انحراف کار را تا آنجا پیش برد که رهبر مظلوم انقلاب در تاریخ 3 اردیبهشت یعنی چند روز پس از خانه نشینی احمدی نژاد فرمودند : " ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. "

در این چهار مورد رهبر فرزانه انقلاب علنا و قاطعانه در مقابل راس جریان انحرافی و نفوذی در دولت  ایستادند . اساسا چشمان بصیر رهبری سالها قبل وجود چنین انسانی در دولت را موجب اختلاف و سرخوردگی میان دلسوزان نظام و انقلاب دانستند . موضعی که متاسفانه با ادعای ولایتمداری از طرف شخص احمدی نژاد مورد خدشه قرار گرفت آنهم با اعطای قریب به 18 پست و مقام مهم و حساس گوناگون به جناب مشایی ! پست هایی که قریب به اتفاق آنها پس از حکم حکومتی مقام معظم رهبری به وی اعطا شد ! در این نوشتار به هیچیک از مواضع منحرف جریان انحرافی مثل مدیریت پیامبران ، پایان اسلامگرایی ، مکتب ایرانی و... کوچکترین اشاره ای صورت نگرفت تا بهانه ای بدست حامیان وی برای به انحراف کشاندن موضوع اصلی این مقال داده نشود .
اما امروز و در کمال تاسف طیف حامیان جریان انحرافی که بنابر برخی اخبار موثق بعضی از آنها بشدت مورد حمایت مالی وی قرار دارند ، میکوشند با ارائه ی تفسیرهای به رای از منویات رهبر فرزانه ی انقلاب ، سر پوشی گذارند بر تمام التقاط فکری شان . ناگفته پیداست که جریان انحرافی و حامیان پر و پا قرصش اساسا با بخش کاربردی ولایت فقیه مشکل دارند و در خوشبینانه ترین حالت ، ولایت فقیه را در قواره ی یک نماد سمبلیک از دین میخواهند ! چیزی که ما شبیه آنرا امروز در غرب بعنوان پاپ رهبر کاتولیک های جهان می شناسیم ! این طیف فکری چون از میزان نفوذ ولی فقیه در دل و جان توده ها و بسیاری از ارکان نظام آگاهند ، بهترین راه برای تبدیل نقش رهبری از کلیدی به نمادین را نه هجوم مستقیم به شخص ایشان که زدن یاران نزدیک "آقا" می دانند ! از اینروست که برنامه ی امروز آنها (خصوصا در آستانه انتخابات) هجمه ی شدید با چاشنی توهین به کسانی چون حضرت آیت الله مصباح ، رئیس دستگاه قضا ، حسین شریعتمداری ، محسنی اژه ای و...است ! این طرح ها از آنجا بیشتر خود می نمایاند که نگاهی یادآورگونه به دوران اصلاحات بیاندازیم . دورانی که بازهم عالم انقلابی و بصیری چون آیت الله مصباح مورد هجوم رسانه ای لیبرال ها قرار گرفت . اما صاحب این مکتوب بعنوان کسی که دوران اصلاحات را تماما درک کرده ، گواهی میدهد که هجمه ی به ایشان امروز بسیار سنگین تر و وسیع تر از دوران اصلاحات است !
امروز در وبلاگ ها و سایت های طرفدار انحراف بشدت بر روی سکوت رهبری در برابر جریان انحرافی مانور می دهند اما آیا رهبر بصیر انقلاب سکوت کرده اند !؟
در پایان نیز به اختصار بیانات رهبر معظم انقلاب در خلال سفر ایشان به کرمانشاه پیرامون انحراف و ایستادگی در برابر آنرا که در دولت دهم بیان شده است را خدمت دوستان عزیز ارائه می کنم :

" از جمله‌ى اساسى‌ترین کارهائى که بر عهده‌ى بسیج است و در بافت درونىِ هویت بسیج دخالت دارد، عبارت است از حمایت و دفاع از اصول مسلّم اسلامى. این هم در بیانات امام هست؛ اصول تغییرناپذیر اسلامى . اینجا بسیج، یک نقش فرادوره‌اى پیدا میکند. بسیج نگاه میکند ببیند که این حرکت عمومى انقلاب و نظام از مسیرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است که انحراف به وجود نیاید؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسیج در مقابل آن مى‌ایستد. این از جمله‌ى خصوصیاتى است که مربوط به بسیج است؛ یعنى در مقابل انحرافات مى‌ایستد."

/ 0 نظر / 16 بازدید